نقد و بررسي تعاريف متأخرين از علوم قرآن

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:



 

نویسنده: ابراهیم فتح اللهی




 

دانشمندان معاصر در تعریف « علوم قرآن » ملاک های گوناگونی را مد نظر داشته اند. برخی از آنها هر علمی را که به نوعی متعلق به قرآن کریم باشد « علوم قرآن » نامیده اند. برخی دیگر با ملاک قراردادن « موضوع »، هر علمی را که از عوارض ذاتی و اختصاصی قرآن سخن گفته باشد از علوم قرآن برشمرده اند. عده ای دیگر از دانشمندان، معیار « مسأله » را در نظر گرفته و هر علمی را که درباره ی مسائل قرآن بحث کند از « علوم قرآم » دانسته اند.
در این میان کثیری از مؤلفین، هر علمی را که مقدمه فهم و تفسیر قرآن باشد علوم قرآن نامیده اند. گروهی دیگر نیز هر علمی را که از اوصاف و ویژگی های قرآن و تاریخچه آن بحث کند جزء علوم قرآن نامیده اند. بدین تریب می توان گفت در خصوص تعریف « علوم قرآن » اتفاق نظر وجود ندارد. و چه بسا عده ای آنرا بی نیاز از تعریف بدانند.

2-1 دیدگاه اول: علوم قرآن کلیه مباحث متعلق به قرآن است:

برخی معتقدند اصطلاح « علوم قرآن » مضاف و مضاف الیه است و اضافه شدن واژه ی « علوم » به قرآن به معنی مجموعه ی دانستنی هایی است که به نوعی به قرآن مربوط می شود خواه از نوع تصورات باشد و خواه از نوع تصدیقات. به عبارت دیگر علوم قرآن، شامل تمامی علومی می شود که در خدمت قرآن است یا به قرآن مستند است از قبیل علم تفسیر، علم قرائات، علم رسم المصحف، علم اعجاز القرآن ، علم اسباب النزول، علم ناسخ و منسوخ، علم اعراب القرآن، علم غریب القرآن و علوم دین و لغت و... (1)
قرآن کتاب هدایت و اعجاز است و بخاطر این دو هدف نازل شده است و درباره ی این دو موضوع سخن می گوید. بنابراین هر علمی که از جنبه ی قرانیت قرآن و یا از جنبه هدایت و اعجاز قرآن به آن مربوط می شود می توان آنرا از « علوم قرآن » نامید. (2) اما علومی مانند هندسه و ستاره شناسی و اقتصاد و اجتماع و علوم طبیعی و جانور شناسی و گیاه شناسی و امثالهم را نمی توان از علوم قرآن نامید هر چند که در قرآن به فراگیری برخی از آنها تشویق شده باشد. فرق است بین علومی که قرآن به فراگیری آنها تشویق کرده است با علومی که قرآن به مسائل آن علوم اشاره کرده، به احکام آنها راهنمایی کرده، یا علومی که در خدمت فهم قرآن هستند. (3)
بر این اساس زرقانی تعریف زیر را برای علوم قرآن ارائه می دهد:
« علوم قرآن مباحثی است متعلق به قرآن کریم از جهت نزول قرآت، ترتیب، جمع، کتابت، قرائت، تفسیر، اعجاز، ناسخ و منسوخ و دفع شبهات از قرآن و نظائر اینها. » (4)
سید محمدباقر حکیم نیز تعریفی مشابه ارائه داده می گوید:
« علوم قرآن عبارتند از تمامی دانستنیها و گفتگوهایی که به قرآن کریم مربوط می شوند، و به لحاظ جنبه ی خاصی از قرآن کریم که با آن سروکار دارند، با یکدیگر متفاوتند ». (5)
« قران جنبه های مختلف و متعددی دارد، و بر حسب هر یک از آن جنبه ها، موضوع دانش و مبحث بخصوصی خواهد بود. » (6)
در توضیح تعریف مذکور می توان گفت:
« مهمترین جنبه ی قرآن آن است که سخنی است دلالت کننده بر معانی، و قرآن به لحاظ این صفت، موضوع علم تفسیر است. علم تفسیر عبارت است از دانشی که از قرآن » بر حسب آن که سخنی معنی دار است، بحث می کند، و مضامین آن را تشریح می کند و به تفصیل سخن درباره ی مدلولات و مقاصد قرآن کریم می پردازد؛ و به همین جهت، علم تفسیر مهمترین دانش قرآنی و پایه و مبنای همگی علوم قرآن است ».
گاه، قرآن به عنوان یکی از منابع تشریع و قانونگذاری در نظر گرفته می شود، و به این حساب، موضوع علم آیات الاحکام است؛ علمی که به آیات فقهی قرآن اختصاص دارد، و نوع احکامی را که می توان در کنار قرار دادن قرآن با دیگر ادله ی شرعی، سنت، اجماع و عقل، از قرآن کریم استخراج کرد، بررسی می کند.
گاه، از قرآن دلیلی برای نبوت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اتخاذ می شود، و موضوع علم اعجاز قرآن قرار می گیرد؛ علمی که درباره ی اینکه قرآن وحی الهی است، بحث می کند و برای اثبات مطلب، به صفات و ویژگیهایی می پردازد که قرآن را از دیگر گفته ها و نوشته های بشری متمایز می گرداند. گاه، قرآن به حساب این که یک متن عربی همگام با زبان و ادب عربی است در نظر گرفته می شود، و موضوع علم اعراب قرآن و علم بلاغت قرآنی قرار می گیرد؛ این دو علم، هماهنگی متن قرآن کریم را با قواعد نحوی و بلاغی مورد بحث قرار می دهند. گاه، قرآن، از جهت ارتباط آن با وقایع مشخصی دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد بحث قرار می گیرد و
موضوع علم اسباب نزول را تشکیل می دهد. گاه، قرآن، به لحاظ مکتوب آن در نظر گرفته می شود و موضوع رسم المصحف، می گردد؛ دانشی که پیرامون رسم الخط قرآن و شیوه ی نگارش آن بحث می کند.
گاه، قرآن به لحاظ آن که کلامی مقروء است در نظر گرفته می شود، و موضوع قرائت آنها بحث می کند.
گاه، قرآن به لحاظ آن که کلامی مقروء است در نظر گرفته می شود، و موضوع علم قرائات قرار می گیرد؛ علمی که درباره ی ضبط حروف و حرکات و سکنات کلمات قرآنی و شیوه ی قرائت آنها بحث می کند.
به همین ترتیب، همگی علوم قرآن با یکدیگر یک وجه اشتراک دارند، و آن این است که قرآن را موضوع بحث و مطالعه ی خود قرار می دهند؛ و یک وجه افتراق دارند؛ از جهت آن جنبه ی خاصی که از قرآن کریم در دستور کار خود قرار داده اند. (7)
داود عطار در تعریف « علوم قرآن » چنین می گوید:
« منظور از علوم قرآن بحثهای علمی مربوط به قرآن کریم است که اهم آنها بشرح زیر است:
علم تفسیر – علم آیات الاحکام – علم اعجاز – علم مربوط به مکی و مدنی بودن آیات – علم اسباب النزول یا شأن نزول آیات – علم ناسخ و منسوخ – علم محکم و متشابه – علم اعراب و علم بلاغت – علم مربوط به رسم الخط قرآنی – علم قرائات ». (8)
محمد سالم مُحیسن قرآن پژوه مصری نیز در کتاب « فی رحاب القرآن » تعریفی مشابه تعریف های فوق ارائه داده و می گوید:
« مباحث متعلق به قرآن از قبیل، نزول قرآن، مبدأ کیفیت، مکان و مدت آن، جمع قرآن و کتابت آن در عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و پس از آن، اعجاز قرآن و مانند ناپذیری آن، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، سوگندها، امثال، ترتیب و تناسب سوره ها، ترتیل و اداء آیات و... از جمله علوم قرآن است. » (9)

نتیجه

بر اساس دیدگاه این صاحب نظران، هر نوع بحثی که به وجهی از وجوه متعلق به قرآن باشد می توان آنرا « علوم قرآن » نامید.
تعاریف فوق با آنچه که توسط « ابن الجوزی » در قرن ششم هجری در تعریف « علم قرآن » ارائه شده بود مشابهت دارد. وی می گوید:
« بحث های مهم و کلی متعلق به قرآن کریم را « علوم قرآن » توان نامید. که هر کدام از عناوین آن ممکن است دانش مستقلی را شکل دهد. » (10)
در نقد چنین تعریفی باید گفت: متأسفانه بر اساس این تعاریف نمی توان حدّ و مرز مشخصی را برای مسائل قابل طرح در این علم بیان کرد و از این روست که بعضی شمار انواع این علوم را پنجاه، برخی هشتاد و عده ای چهار صد و یا حتی بیشتر از آن ذکر کرده اند. (11)
به عبارت دیگر با پذیرش دیدگاه مذکور هرگز نمی توان عناوین این مباحث را محدود تلقی کرد و بر این باور بود که آگاهی های محدود و معین و ثابتی داخل در حوزه ی علوم قرآن است و نه جز آن.

2-2 دیدگاه دوم: علوم قرآن، علوم هستند که از عوارض ذاتی و اختصاصی قرآن بحث می کنند:

گروهی از نویسندگان معتقدند: « علوم قرآنی، علومی هستند که درباره ی حالات و عوارض ذاتی و اختصاصیِ « قرآن کریم » بحث کرده و موضوع در تمامی آنها قرآن است » (12)
تعریف یاد شده از علوم قرآن، تا حدودی نشانگر آن چیزی است که پیشینیان در تعریف علم بدان تأکید می ورزیدند و معتقد بودند که موضوعات و مسائل علم از تعریف آن بیرون نیست.
پیشینیان موضوع علم را بحث از عوارض ذاتی و اصلی آن تلقی می کردند، بنابراین علوم قرآن شامل دانش هایی می شود که به گونه ای مستقیم درباره ی قرآن و چگونگی های آن بحث کند.
یکی از نویسندگان معاصر تعریف فوق را اختیار کرده و در دفاع از آن می گوید: « اصولاً موضوع، در هر علمی تعیین کننده ی سرنوشت آن علم است و به تعبیر دیگر « موضوع » به منزله ی روح علم است و در تمام ابواب و فصول و مسائل آن، جریان دارد. به همین جهت اولاً تمایز علوم به تمایز موضوعات است. ثانیاً معیار و حدت علم، وحدت موضوع است. ثالثاً تعیین کننده ی روش تحقیق در هر علمی موضوع آن علم است ». (13)
منظور از به کار بردن کلمه ی عوارض ذاتی و اختصاصی در تعریف مذکور این است که علومی از قبیل صرف، نحو، معانی، بیان و نظایر اینها از تعریف علوم قرآن خارج شود. چه، این علوم در پرتو تأثیر قرآن به وجود آمده اند و اگر چه با توجه به قواعد و قوانین این علوم، آیات و کلمات قرآن را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم، ولی در عین حال، این علوم مستقیماً از قرآن مجید، بحث نمی کنند و از علوم اختصاصی قرآن نمی باشند، بلکه بحث، مستقیماً در قواعد زبان ( صرف و نحو ) و جنبه های فصاحت و بلاغت در کلمه و کلام ( معانی – بیان ) است و اگر قرآن مجید را از این دیدگاهها مورد بحث قرار می دهیم، از آن جهت است که قرآن به زبان عربی است، نه از آن جهت که قرآن است، و لذا این علوم را، نمی توان از علوم قرآن طبق اصطلاح مشهور محسوب داشت. (14)

2-3 دیدگاه سوم: علوم قرآن علومی هستند که درباره ی مسائل مربوط به شناخت قرآن بحث می کنند:

برخی از عالمان قرآنی، مسائل مربوط به شناخت قرآن را بعنوان محور تعریف خود برگزیده و گفته اند: علوم القرآن علمی است که در آن درباره ی مسائل مرتبط با شناخت قرآن و شؤون مختلف آن بحث می شود. در علوم قرآن مباحثی چون وحی و نزول قرآن، مدت و ترتیب نزول، اسباب نزول، جمع و تألیف قرآن، کاتبان وحی، یکسان کردن مصحفها، پیدایش قرائات و منشأ اختلاف در قرائت قرآن، حجیّت و عدم تحریف قرآن، مسأله نسخ در قرآن، پیدایش متشابهات در قرآن، اعجاز قرآن و... مطرح می شود و چون هر یک از این مسائل در چارچوب خود استقلال دارد و علمی جدا شناخته می شود. از این رو این علم به جای آنکه « علم القرآن= قرآن شناسی » نام بگیرد، با صیغه جمع « علوم القرآن » نامیده شده است. (15)
صبحی صالح در این مورد می گوید:
« از آنجا که شیوه ی دانشمندان در علوم مربوط به قرآن بر آن قرار گرفت که همه ی مسائل جزئی و کلی مربوط به قرآن را استقصا و بررسی کنند، اصطلاح « علوم القرآن » را بعنوان نامی برای این علم جدید که متشکل از حاصل مسائل همه ی علوم قرآن بود، برگزیدند. » (16)

2-4. دیدگاه چهارم: علوم قرآن، علومی هستند که مقدمه فهم و تفسیر قرآن هستند:

گروهی از عالمان قرآن معتقدند که: « علوم قرآن، بر روی هم دانشهایی را شامل می شود که مباحث کلی شناخت قرآن را تبیین کند و پرسش های گوناگون متعلق به قرآن و چگونگی آنرا پاسخ گوید، که به گونه ای می توان از آنها به پیش نیاز تفسیر و شناخت قرآن یاد کرد ». (17)
یعنی علوم قرآن بدان دلیل علوم قرآن خوانده می شوند که مقدمه ی فهم و شناخت و تفسیر قرآن هستند. سید ابوالقاسم خویی در کتاب البیان فی تفسیر القرآن، علوم قرآن را مقدمه و مدخل تفسیر قرآن دانسته و می گوید:
« در مقدمه تفسیر مباحث مهمی وجود دارد.... من این گونه مباحث را قبل از شرو ع به تفسیر، یکایک بررسی می کنم و آنرا مقدمه و مدخل تفسیر قرآن قرار می دهم. مقدمه ای که یک سلسله مباحث علمی و کلی را در پیرامون قرآن بررسی می کند، مانند: عظمت قرآن، اعجاز قرآن، مصونیت قرآن از تحریف، عدم تناقض در قرآن، عدم نسخ در احکام قرآن و امثال این مباحث که اساس و شالوده ی یک تفسیر صحیح و اصیل علمی را تشکیل می دهد. » (18)
یکی از نویسندگان معاصر نیز علوم قرآن را مقدمه تفسیر قرآن دانسته و می گوید:
« علوم قرآن یعنی مجموعه ی دانشهایی که در خدمت فهم بهتر قرآن است. چنین دانشهایی که در حکم مقدمه یا پیش شرط تفسیر قرآن است عبارتند از: علم ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، شأن نزول آیات، عام و خاص، مطلق و مقیّد، مجمل و مبین بدون شناخت این علوم پیرامون، تفسیر، راه به جایی نمی برد، توجه به این معارف و احاطه بدان ها در تفسیر قرآن به قرآن نقش راهبردی دارد. » (19)
در کتاب علوم قرآن و فهرست منابع، نویسنده، علوم قرآن را به دو دسته به شرح زیر تقسیم کرده است:
1. علومی که از قرآن استخراج می شود و از بررسی آیات به دست می آید که آنرا « علوم فی القرآن » می نامند.
2. علومی که برای فهم قرآن باید مقدمتاً فرا گرفت و آنرا « علوم للقرآن » می گویند.
ملاحظه می شود که منظور وی از علوم قرآن علومی است که برای فهم آیات و درک معانی کلام خدا مقدمتاً آموخته می شوند.» (20)
نویسنده ی کتاب چهره پیوسته قرآن
نیز تعریفی مشابه ارائه داده و می گوید:
« درست است که علوم قرآن به کلیه مباحثی اطلاق می شود که به گونه ای مربوط به قرآن و در حول و حوش قرآن باشد، اما عمده مباحث علوم قرآن به موضوعاتی تعلق دارد که به فهم و تفسیر قرآن کمک می کند. و به عنوان مقدمه تفسیر تلقی می گردد. » (21)
نویسنده کتاب التمهید فی علوم القرآن
نیز علوم قرآن را مقدمه فهم و تفسیر قرآن دانسته و در وجه تسمیه کتاب خود چنین می گوید:
« اینجانب پس از سالها تحقیق و بررسی درباره ی مسائل مختلف قرآن و مطالعه ی کتابهای گوناگون، تألیف کتاب التمهید فی علوم قرآن را آغاز کردم، زیرا این مباحث به منزله ی تمهید و مقدمه برای تفسیر قرآن است. » (22)

2-5. دیدگاه پنجم: علوم قرآن، تاریخچه اوصاف و ویژگی های قرآن کریم است:

برخی از نویسندگان تعریف جدیدی از علوم قرآن ارائه داده اند که تا حدودی با تعاریف پیشین متفاوت است. ایشان علوم قرآن را مقدمه فهم و تفسیر قرآن دانسته و چنین گفته اند:
« یکی از دانش هایی که مفسران، آگاهی از آنها را برای فهم قرآن و تفسیر آن ضروری دانسته اند، شناخت هایی است مربوط به تاریخچه و اوصاف ویژگی های قرآن کریم، که به آن « علوم قرآن » گفته شده است ».
گرچه عنوان « علوم قرآن » با نظر به اصل این تعبیر، همه ی علوم و موضوعات مرتبط با قرآن – اعم از علومی که از قرآن گرفته می شود، یا علومی که مقدمه فهم قرآن است و یا علومی که هدف از آن شناسایی خود قرآن و ویژگی های آن است – را شامل می شود ( چنانکه پیشینیان نیز آنرا مباحث و معارف برگرفته از قرآن اطلاق می نمودند. ) لکن اکنون در اصطلاح عالمان قرآنی، مجموعه دانشهایی است که تاریخچه و اوصاف و ویژگی های قرآن را مورد بحث و بررسی قرار می دهد. (23)
ملاحظه می شود که نویسندگان کتاب مذکور هر چند « علوم قرآن » را مقدمه تفسیر دانسته اند اما تعریف آنها از « علوم قرآن » بیشتر ناظر به تاریخچه، اوصاف و ویژگی های قرآن است.

پی‌نوشت‌ها:

1- ر.ک: عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج1 ( بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1409 ق ) ص (25-24).
2- همان، ص 25.
3- همان، ص 26.
4- همان، ص 28.
5- سید محمد باقر حکیم، علوم القرآن، ( قم: مجمع العالمی لاهل البیت، الطبعه الرابعه، 1425 ق ) ص 19.
6- همان، ص 20.
7- سید محمد باقر حکیم، پیشین، صص (16-15).
8- داود، عطار، موجز علوم القرآن ( بیروت: مؤسسه الاعلمی، الطبعه الثانی، 1399 ق ) ص 11.
9- محمد سالم محیسن، فی رحاب القرآن، ج1، ص 8.
10- ابوالفرج ابن الجوزی، پیشین، ج1، ص 20.
11- ر.ک: داود عطار، پیشین، ص 18.
12- محمد هادی یعقوب نژاد، اصطلاح نامه علوم قرآنی ( قم: مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، چاپ اول 1376 ش ) ص 85.
13- محمد رضا صالحی کرمانی، پیشین، ص 18.
14- ر.ک: همان، ص 19.
15- ر.ک: محمد هادی معرفت، علوم قرآنی ( تهران: سازمان سمت، چاپ دوم، 1384 ش ) صص (3-2).
16- صبحی صالح، پیشین، ص 186.
17- ر.ک: محمد علی مهدوی راد، سیر نگارشهای علوم قرآنی ( تهران: نشر هستی نما، چاپ اول، 1384 ش ) ص8.
18- سید ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن ( نجف: مطبعه الآداب، 1385 ق) ص 22 ( مقدمه ).
19- محسن قاسم پور، « نگاهی به روش شناسی تفسیر امامان (علیه السلام) »، قبسات، شماره 29 ( پاییز 1382 ش) ص 239.
20- ر.ک: سید عبدالوهاب طالقانی، پیشین، ص 30.
21- سید محمد هادی ایازی، چهره ی پیوسته قرآن ( تهران، نشر هستی نما، چاپ اول، 1380 ش ) ص 17.
22- محمد هادی معرفت، پیشین، ص9.
23- علی اکبر بابایی، غلامعلی عزیزی کیا، مجتبی روحانی راد، روش شناسی تفسیر قرآن ( تهران: سازمان سمت، چاپ اول، 1379 ش ) ص 351.

منبع مقاله :
فتح الهی، ابراهیم؛ (1388)، متدولوژی علوم قرآنی، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول



 

 


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه