علوم قرآني و گستره ي آن

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

 علوم قرآني و گستره ي آن


 

نویسنده: علی رضا طبیبی




 
از اصطلاحات رایج قرآن پژوهی، واژه « علوم قرآنی » است. این اصطلاح به موازات رشد و نُضج کاوش های قرآنی، پایگاه ویژه ای یافت. در این مقال برآنیم تا دیدگاه پژوهندگان قرآنی را درباره ی گستره ی این اصطلاح، سامان دهیم و معنای آن را بنمایانیم.
کلمه « علوم القرآن » از دو واژه « علوم » و « قرآن » ترکیب یافته، مرکب اضافی می باشد. این ترکیب را به دو گونه می توان کاوید:
1.با این اعتبار که « مرکب اضافی » است.
2.به این اعتبار که یک « فن مدون » است و بعد از ترکیب به این معنا انتقال یافته است و دارای مفهوم علمیت می باشد.(1)
« علوم القرآن » به معنای اضافی
اندیشوران قرآنی، برای علوم القرآن به معنای اضافی، دو حوزه را ذکر کرده اند که به شرح ذیل می باشد:
1.تمام علومی که با قرآن در ارتباط بوده و به معانی قرآن خدمت می کنند و یا تمامی علومی که درباره ی پیرامون قرآن می باشند.
گزارش دکتر محمد امین فرشوخ بیان گر همین وجه است. وی می نویسد:

علوم قرآنی در ارتباط با فهم معانی قرآن می باشد و این فهم فقط با شرح الفاظ و اعراب و یاد کرد اسباب نزول و مکان نزول آیات شکل می پذیرد... و تمام این علوم برای تفسیر قرآن مهم هستند. پس علوم قرآنی عبارت از علوم مُجملی است که به قرآن خدمت می کنند و یا مبتنی بر آن می باشند.(2)

2.گروه دیگر در معنای « علوم قرآنی » قائل به نوعی توسع و تأویل شده، گفته اند: منظور از علوم قرآنی، تمام علومی است که در قرآن وجود دارد و می توان از قرآن استنباط کرد.
دکتر نور الدین عتر می نویسد:
مراد از عبارت علوم قرآنی انواع علومی است که با قرآن کریم در ارتباط بوده و مستقیماً به معانی قرآن خدمت می کنند و درباره ی آن بحث نموده و یا از آن استمداد می جویند.(3)
هم ایشان در موضع دیگری می نویسد:
در عصرهای پیشین معنای لغوی « علوم قرآنی » شامل انواع معارف مرتبط با قرآن می شده است. خواه این ارتباط در راستای خدمت به معانی قرآن باشد و یا این که درباره قرآن و یا استمدادجویی از آن و استناد بر آن باشد.(4)
عبدالفتاح قاضی می نویسد: « مراد از « علوم القرآن » به معنای اضافی، تمامی علومی است که به قرآن خدمت می کنند و با آن در ارتباطند و مستند بر آن می باشند. »(5)
زرقانی نیز در کتابش به هم��ن نکته اشاره کرده، می گوید:
نسبتی که میان این دو واژه برقرار است، اشاره به گروه های معارف مرتبط با قرآن دارد، و شامل تمام علومی که به قرآن خدمت می کنند و مستند بر آن هستند، می شود.(6)
دکتر ابوشهیه (7) و خالد عبدالرحمن العک (8) و دکتر محمد بکر اسماعیل (9) نیز در کتاب های خود به همین دیدگاه اشاره دارند.

با آنچه که ذکر شد، می توان « علوم القرآن » به معنای اضافی را این چنین تبیین کرد که: علوم قرآنی عبارت از تمامی معارفی است که به نحوی با قرآن در ارتباط می باشند؛ خواه به طور مستقیم در خدمت معانی و مفاهیم قرآن باشد، یا درباره ی قرآن بحث کند و یا از قرآن استمداد جوید و بر آن تکیه نماید و گستره ی آن شامل تمام علوم شرعی (10) و علومی می شود که به فهم معانی و مقاصد قرآن کمک می کند و این علوم عبارتند از:

علم تفسیر، و قرائات، رسم الخط عثمانی، اعجاز قرآن، اعراب قرآن و سایر علوم دینی، لغت و بلاغت (11) و ناسخ و منسوخ و اسباب نزول قرآن، و عدد و فواصل آیات و علوم دینی همچون اصول فقه و فقه و توحید و حدیث (12) و غریب القرآن (13) و مجاز القرآن و امثال قرآن (14) و محکم و متشابه (15) و علوم لغوی و تاریخ (16) و ...
گروهی دیگر، تعریف دیگری را سامان داده اند که در آن نوعی تأویل و مجازگویی دیده می شود. گویا این نوع نگرش، پیشینه ی کهنی دارد.
زرکشی در البرهان فی علوم القرآن از ابوبکر بن العربی (ت 544ه) در قانون التأویل نقل می کند که وی می گوید:
علوم قرآنی، 77405 نوع می باشد. به این صورت که کلمات قرآن را در عدد چهار ضرب نماییم، زیرا هر کلمه دارای ظهر و بطن و حد و مطلع می باشد و این عدد فقط با حساب مفردات به دست می آید و اگر ترکیب ها و روابط بین آن ها لحاظ گردد، عددی به دست خواهد آمد که فقط خدا آن را می داند.(17)
از ابن مسعود نقل شده که می گفت: « هر که به دنبال علم است، باید در معانی قرآن تدبر نماید و به تفسیر آن بپردازد؛ زیرا علم اولین و آخرین در قرآن است.»(18)
بیهقی نیز این روایت را در المدخل آورده، می گوید: « مراد از آن اصول علم است. »(19)
از سهل بن عبدالله (ب 273) نقل شد که می گفت:
اگر به واسطه ی هر حرف قرآن، به بنده هزار فهم عنایت شود، به انجام آنچه خداوند در کتابش به ودیعت نهاده، نخواهد رسید، زیرا قرآن کلام خداست و کلام خدا صفت اوست، آن گونه که خداوند بی انتهاست، برای فهم کلامش نیز پایانی هویدا نیست.(20)
زرکشی نیز می نویسد: « هر علمی از قرآن اقتباس شده است، زیرا در غیر این صورت، برهان بر آن نمی توان اقامه نمود. »(21)
گزارش دکتر عتر نیز این باور کهن را تأیید می کند. وی می نویسد:
در عصرهای پیشین مراد از « علوم قرآنی » تمام علوم شرعی همچون عقیده و فقه و اخلاق و معارف عمومی درباره ی انسان و هستی و طبیعت و گیاه و آسمان و افلاک بود.(22) به طوری که سیوطی علم هیئت و هندسه و طب را جزء این علم به حساب آورده است.(23)
پژوهندگان دیگری نیز به این موضوع اشاره نموده، گفته اند:
برخی محققان از عبارت « علوم قرآنی » مفهومی را که به نوعی مجازگویی شبیه بوده و توسع بیش از حدّ می باشد، درک نموده اند. زیرا آن ها بر این باورند که مراد از علوم قرآنی تمام معارف گوناگون و دانش هایی است که می توان ( در قرآن ) به آن اشاره و استدلال نمود.(24)
دکتر سعید رمضان بوطی نیز به این توسع و مجازگویی در معنای علوم القرآنی اشاره کرده، گفته است:
علوم قرآنی بسیار است و کافی است که بدانی، کتاب خانه های عربی با تمام علوم گوناگون و بسیارش، شکوفایی خود را وام دار قرآن بوده و از آن منشعب شده است.
دانش عربیت با شاخه های ادبیات و بلاغت و قواعد و لغت و شریعت اسلامی با شاخه های فقه، اصول، تفسیر، حدیث، توحید، تاریخ و بسیاری از مسائل هستی شناسی جزء علوم قرآنی می باشد.(25)
البته این گرایشی که میان نوآوران پیش آمده و سعی در برقراری ارتباط میان قرآن و تحولات و پیشرفت های علوم تجربی و اختراع های ابزاری زمان ما دارند، پذیرفتنی نیست؛ زیرا این گرایش از مواردی نیست که به بررسی های قرآنی کمک کند و جایز نمی باشد که بر کتاب خداوند تحمیل گردد، زیرا اگر یک نظریه ی علمی مشهور را، با تأویلی بعید با نص قرآنی پیوند دهیم، آن گاه که بطلان این نظریه آشکار گردد، چه پیش خواهد آمد؟ در حالی که قرآن موصوف به « لایأتیه الباطل من بین یدیه و لامن خلفه » می باشد.
موضوع علوم قرآنی به معنای اضافی
برای دریافت موضوع این علم، یادآوری دو نکته لازم است:
اول: مراد از علم در این جا مجموعه قضایای کلی حقیقی (= غیر قراردادی) است که دارای محور خاصی می باشد.
دوم: کلمه ی علوم در این اصطلاح به صورت جمع به کار رفته است تا دلالت کند که در این جا، علوم متعددی مطرح است (26) و بحث درباره ی یک علمِ تنها نمی باشد، بلکه علوم متعددی مطرحند که قرآن را می کاوند.
پس در واقع، مراد از علوم قرآنی، علوم متعددی است که محور و موضوع خاص تمام آن ها، قرآن کریم می باشد و به تعبیر دیگر: در این جا علوم متعددی داریم که تمام این علوم، یک موضوع واحد، یعنی «قرآن» کریم دارند.
دکتر ابوشهیه می گوید:
موضوع هر یک از این علوم، قرآن کریم است. به طور مثال موضوع علم تفسیر، قرآن کریم است از آن جهت که به شرح و معنا و مفهوم قرآن- به میزان توانایی بشر- می پردازد و یا موضوع علم قرائت، قرآن کریم است از حیث لفظ و ادای آن و ... (27)
علوم قرآنی به معنای یک فن مدون (28)
طبق گفتار پیشین، علوم القرآن به معنای اضافی آن، بر تمامی علوم متعددی اطلاق می شود که محور هر یک از آن ها، قرآن است و کتاب های بسیاری در این راستا تألیف شده که هر یک به موضوع خاصی پرداخته است.

اما این اصطلاح، اندک اندک معنای تازه ای یافت. در واقع همان مباحث علوم متعدد که به هر یک از آن ها تصنیف خاصی اختصاص می دادند، مختصر و موجز شد و تمام اصول و مسائل آن در یک کتاب جمع شد. در واقع از علوم به عِلم انتقال یافت و عَلَم برای مباحثی گردید که در یک کتاب تحت عنوان «علوم قرآنی» گرد هم آمده بودند.

زرقانی می نویسد:
علوم القرآن به معنای اضافی، شامل علوم دینی و عربی می شد؛ سودمند خواهد بود که بدانی این واژه از این معنای اضافی منتقل شد و آن گاه عَلَم برای یک فن مدون گردید. مدلول و مفهوم آن بعد از نقل، با مدلول پیشین آن متفاوت گردید. دیگر این فن مجموعه ای از علوم دینی و عربی نمی باشد، اگر چه از آن کمک گیرد، معنایی جز این دارد.(29)
دکتر عتر نیز می نویسد:
دانشمندان عبارت «علوم قرآنی» را به عنوان عَلَم پذیرفته اند و مراد آن ها، دانش خاصی- غیر از معنای پیشین آن- می باشد، زیرا این معنای جدید، اختصاص به علمی دارد تمام ضوابط این علوم مرتبط با قرآن را با نگرشی کلی و عمومی در خود جمع نموده است.(30)
دکتر ابو شهیه نیز بر این معنا معترف است و می نویسد:
این مباحث و علوم متعدد مختصر گردید و تمامی اصول و مسائل آن در یک کتاب گرد هم آمد و این عنوان «علوم قرآنی»- بعد از این که در ده ها کتاب پراکنده بود- در یک مکان گرد هم آمد و عَلَم و لقب برای این مباحث تدوین شده گردید و بعد از این که مشتمل بر علوم متعدد بود، به صورت علم در آمد.(31)
پس، در علوم قرآنی به معنای عَلَمی، صحبت از علوم متعدد نیست، بلکه تنها پای یک علم در میان است که شامل مباحث موجز و مختصر و کلیات مباحث پیشین علوم قرآنی به معنای اضافی می باشد.
بعد از ذکر این مقدمه، به کوشش این محققان در شناساندن این علم می پردازیم.
ابن جوزی در تعریف این علم چنین آورده است:
علمی است که بحث های کلی و مهمی را در بردارد و از جوانب مختلف با قرآن در ارتباط است و هر یک از این جوانب را می توان علم مشخصی به حساب آورد. مسائلی که در این علم بحث می شود، عبارتند از: نزول قرآن، جمع، ترتیب، تدوین و رسم قرآن در مصاحف، اسباب نزول و اصول و روش های تفسیری و شرح الفاظ غریب قرآن.(32)
مراد وی این است که قرآن دارای اعتبارات متعددی است که هر یک از این ها، خود موضوع بحث خاصی می باشد؛ به طور مثال: قرآن از این جهت که کلام معناداری است، موضوع علم تفسیر می باشد و نیز از این نظر که یکی از منابع قانون گذاری است، موضوع علم آیات الاحکام به شمار می رود. هر یک از این مباحث را می توان به عنوان علم مستقلی محسوب کرد.
مناع القطان نیز می نویسد:«علمی است که اَبحاث مربوط به قرآن را از جهات مختلف... می کاود.»(33)
دکتر ابوشهیه نیز در تعریف این علم چنین نوشته است:« علمی که دارای مباحث متعدد بوده و با قرآن در ارتباط است.»(34) البته، گروهی نیز در تعریف این اصطلاح، به جای لفظ «علم» از واژه «علوم» استفاده کرده اند؛ از جمله این افراد، دکتر صبحی صالح (35) و شهید صدر (36) هستند.

در یک بیان کلی، برای شناسایی این علم می توان چنین آورد که علوم قرآنی عبارت از علمی است که در آن، مباحث و مسائلی کلیِ مهم قرآن بررسی و پژوهیده می شود. نکته ای که در تعریف این علم، نباید از آن غافل بود، این است که در علوم قرآنی به معنای عَلَمی، دیگر صحبت از «علوم» متعدد آن چنان که صبحی صالح و شهید صدر آورده اند- نیست، بلکه صحبت از مباحث قرآن مداری است که تحت عنوان یک «علم» گرد هم آمده اند.

لذا در تعاریف کسانی چون ابن جوزی و قطان و ابوشهیه دیدیم که برای شناساندن این اصطلاح، از واژه ی «علم» استفاده کرده بودند. و دیگران نیز به « مباحث» متعددی اشاره کردند که زیر مجموعه ی یک علم هستند.
در واقع این علم، چکیده و خلاصه شده ی علوم متعددی است که در علوم القرآن به معنای اضافی از آن بحث می شود؛ لذا می بینیم در تعاریفی که قرآن پژوهان ارائه داده اند، برای تمایز میان علوم، از حرف «أو» استفاده نموده اند که گواه بر تعدد این علوم است.(37)
ولی از آن جا که علوم قرآنی به معنای عَلَمی ، یک عِلم بیشتر نیست، برای نشان دادن گستره ی آن از حرف «واو» استفاده شده است.(38)
شاید باقی ماندن بر صیغه ی جمع بعد از آن که این علوم به یک علم تبدیل شده است، به سبب اشاره به اصل باشد؛ یعنی این علم خلاصه شده و حاوی علوم متعددی است که در یک مکان جمع آمده اند.(39)
پس بر تعریف دکتر صبحی صالح و شهید صدر و امثال ایشان که این علم را با لفظ « علوم » نمایانده اند، این اشکال وارد است. این نکته از دید نقاد دکتر عتر پوشیده نمانده و چنین تعاریفی را- مثل تعریف صدر-(40) به بوته ی نقد کشیده، می نویسد:
اشتباه آشکاری را می توان در تعریف کسانی دید که علوم قرآنی را چنین شناسانیده اند: « علوم القرآن هی جمیع المعلومات و البحوث التی تتعلّق بالقرآن...» و بین معنای لغوی که دلالت بر علوم بسیار دارد و معنای اصطلاحی که شامل یک علم است، خلط نموده اند. آیا نمی بینی که این جا در تعریفشان از لفظ « هی » استفاده نموده اند؟(41)
به اعتقاد ما، یک اشتباه و یا بی توجهی دیگر، در تمام این تعریف ها وجود دارد و آن این که بیشتر این پژوهندگان در بیان گستره ی این علم، « تفسیر » را جزئی از این علم یاد کرده اند.
در حالی که:
اولاً، دانستیم علوم قرآنی به معنای عَلَمی، یک علم بیش نیست و شامل چکیده مباحث علوم قرآنی به معنای اضافی می باشد، در حالی که « تفسیر »، خود علم مستقلی است که کتاب های بسیاری را به خود اختصاص داده است.
ثانیاً، علوم قرآنی - فی نفسه - یک سلسله معارف قرآن پژوهی و قرآن اندیشی است که محور بحث آن ها قرآن بوده و مقدمه ای برای فهم و شرح کتاب الهی می باشد. به قول محمد احمد معبد: « هدف این علم، فهم کلام خداست. »(42)
لذا می بینیم که مقدمه ی کتب تفسیر، به این علم اختصاص یافته است. در واقع یک مفسر بر این باور است که این سلسله علوم قرآن مدار، مقدمه ای برای فهم آیات است؛ لذا هر مفسر قرآن پژوهی، صفحه های آغازین کتابش را بدین مهم اختصاص داده است.

البته، با نضج و استقلال علوم قرآنی، بر حجم این مقدمه نویسی ها افزوده شد، تا آن جا که برخی از مفسران، مقدمات مفصلی برای کتاب های خویش نگاشتند؛ به طور مثال کتاب ارزشمند التمهید فی علوم القرآن اثر دانشمند محترم، آیه الله محمد هادی معرفت - که هم اکنون پنج جلد آن به چاپ رسیده * و گویا هنوز ادامه دارد - مقدمه تفسیر ایشان به نام الوسیط می باشد.(43)

در واقع بیان اذعان کرد که: نسبت علوم قرآنی به تفسیر، همچون نسبت علم الحدیث به فهم و دریافت حدیث است. همان طور که برای فهم حدیث، دانش علم الحدیث ضروری می نماید، علوم قرآنی نیز مقدمه ای برای فهم کلام خداوند می باشد.
پس، نباید علم تفسیر را به عنوان زیرمجموعه ی علوم قرآنی به حساب آورد. برخی از محققان نکته سنج به این مهم توجه داشته و پای علم « تفسیر » را در تعریف نگشوده اند؛ از جمله ابن جوزی، عبدالفتاح قاضی، شیخ محمد علی صابونی و مناع القطان.(44)
دکتر عدنان محمد زرزور به این نکته توجه داشته است می نویسد:
برخی چون صاحب مناهل، تفسیر را جزء این علم محسوب نموده اند. اگر دقت بنماییم، بیشتر علومی که عنوان پیشین شامل آن ها می شود و یا معمولاً در کتب علوم قرآنی به آن می پردازند، اگر آن ها درباره ی تفسیر برخی جوانب قرآن بوده و یا برای شرح و تفسیر قرآن، مقدمه سازی می نماید. پس در واقع این دانش ها، « علوم التفسیر » و یا « علوم تفسیر القرآن » می باشند؛ لذا اگر « تفسیر »، یکی از این علوم و یا یکی از علوم قرآنی شمرده شود و به عنوان یکی از بخش ها و انواع این علم، همچون سایر انواع، به حساب آید، مسئله ای است که خالی از اشکال نمی باشد، زیرا هدف بیشتر این علوم، هموار نمودن راه شرح و تفسیر و فهم قرآن است.
لذا تصنیفات بسیاری که درباره ی تفسیر نوشته شده، با مقدمه و یا مقدماتی که حاوی مهم ترین این علوم می باشد، آغاز گشته اند.
تأکید می کنیم که تطبیقی میان هدف اساسی علوم حدیث و علوم قرآنی به عمل آید. علم مصطلح الحدیث درباره ی صحت و میزان نسبت آن به پیامبر صلی الله علیه و آله بحث می کند و علوم قرآنی نیز راجع به تفسیر قرآن و هموار نمودن فهم و شرح معانی آن تحقیق می کند.(45)
در پایان می توان تفاوت های این علم را با دو اعتبار مختلفش، در موارد ذیل مشخص کرد:
1.علوم القرآن به معنای اضافی، قرآن را مورد بررسی تفصیلی قرار داده و از زاویه و دیدگاه به خصوصی، آیه های قرآن را مفصلاً می کاود.(46)
2.علوم قرآنی به معنای اضافی شامل علوم متعدد می شود. که هر یک، بخشی از قرآن را بررسی می کند؛ لذا به صورت جمع آمده است.(47)
3.علوم قرآنی به معنای مدون آن، چکیده و مختصر شده ی مباحث علوم متعددی می باشد که در علوم القرآن به معنای اضافی مطرح است و اصول و ضوابط و قواعد کلی و مهم این علوم را گرفته و در خود جمع کرده است.(48)

پی‌نوشت‌ها:

1.ر.ک: عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج1، ص 12؛ دکتر داود عطار، موجز علوم القرآن، ص 11؛ اصول التفسیر و قواعده، ص 39؛ خالد عبدالرحمن العلک، من علوم القرآن، ص 5 و عبدالفتاح القاضی، المدخل لدراسة القرآن، ص 24 و 25
2.فرشوخ، المدخل الی علوم القرآن و العلوم الاسلامیه، ص 9
3.عتر، محاضرات فی علوم القرآن، ص 7
4.همان، ص 5
5.من علوم القرآن، ص 5 و 6
6.مناهل العرفان، ج1،ص 23
7.المدخل لدراسة القرآن، ص 24 و 25
8.اصول التفسیر و قواعده، ص 39
9.دراسات فی علوم القرآن، ص 12 و 13
10.همان
11.محاضرات فی علوم القرآن، ص 5 و 7
12.من علوم القرآن، ص 5 و 6 و دراسات فی علوم القرآن، ص 12 و 13
13.مناهل العرفان، ج، ص 23؛ دکتر محمد عبد السلام کفافی و عبدالله شریف، فی علوم القرآن دراسات و محاضرات.
14.المدخل لدراسة القرآن، ص 24 و 25
15.اصول التفسیر و قواعده، ص 39
16.دراسات فی علوم القرآن، ص 12 و 13
17.البرهان، ج1، ص 109
18.همان، ص 100
19.همان
20.مناهل العرفان، ج1، ص 102
21.همان، ص 100
22.علوم القرآن الکریم، ص 7
23.مناهل العرفان، ج1، ص 23
24.دراسات و محاضرات، فی علوم القرآن، ص 28
25.من روائع القرآن، ص 65 و 66
26.ر..ک: مناهل العرفان، ج1، ص 23؛ المدخل لدراسة القرآن، ص 24 و اصول التفسیر و قواعده، ص 39
27.المدخل لدراسة القرآن، ص 25 و ر..ک: مناهل العرفان، ج1، ص 27
28.این تعبیر ( فن مدون - در المدخل لدراسة القرآن؛ ص 25 مناهل العرفان، ج1، ص 27، به کار رفته است.
29.مناهل العرفان، ج1، ص 27
30.علوم القرآن الکریم، ص 7
31.المدخل لدراسة القرآن، ص 25 و ر.ک: مباحث فی علوم القرآن، ص 123 و دکتر صبحی صالح، من روائع القرآن، ص 67
32.فنون الافنان فی عیون علوم القرآن، ص 7
33.منابع القطان، مباحث فی علوم القرآن، ص 15 و 16
34.المدخل لدراسة القرآن، ص 25
35.ر.ک: مباحث فی علوم القرآن، ص 10
36.ر.ک: علوم القرآن الکریم، ص 3 و 4
37.به طور مثال دکتر ابوشهیه در بیان موضوع این علم می نویسد: و یکون موضوعه هو القرآن الکریم من ناحیة تفسیره أو من حیث رسمه أو من حیث طریقه أداءه أَو من حیث إعجاز أو من حیث بیان شرحه و مراده،« المدخل لدراسة القرآن، ص 25.»
38.به طور مثال ابن جوزی در بیان جوانب این علم آورده است: «... و تعلم أنّ النواحی التی یبحث فیها هذا العلم هی نزول القرآن و جمعه و ترتیبه و تدوینه و رسمه فی المصاحف و أسباب نزوله و أصول و مناهج تفسیره و شرح غریبه و إعجاز ذلک.» «فنون الافنان، ص 71 و ر.ک: الوحی و القرآن الکریم، ص 103؛ مناهل العرفان، ج1، ص 27؛ المدخل الی علوم القرآن، ص 10؛ من علوم القرآن، ص 6 و التبیان فی علوم القرآن، ص12.»
39.ر.ک: المدخل لدراسة القرآن، ص 25 و البرهان فی علوم القرآن، ج1، ص 31
40.شهید صدر در تعریف این علم می نویسد: علوم القرآن هی جمیع المعلومات و البحوث التی تتعلّق بالقرآن...» « علوم القرآن الکریم، ص 3 و 4 »
41.عتر، علوم القرآن الکریم، ص 8
42.نفحات من علوم القرآن، ص 95
*کتاب یاد شده هم اینک در ده مجلد انتشار یافته است.
43.التمهید فی علوم القرآن، ج1، ص 20
44.ر.ک: فنون الافنان، ص 71؛ من علوم القرآن، ص 76؛ التبیان فی علوم القرآن، ص 12 و مباحث ف�� علوم القرآن، ص 15 و 16
45.علوم القرآن، ص 123 و 124
46.ر.ک: محاضرات فی علوم القرآن، ص 7؛ علوم القرآن الکریم، ص 5
47.ر.ک: مناهل العرفان، ج1، ص 23 و المدخل لدراسة القرآن، ص 24 و 25
48.ر.ک: المدخل لدراسة القرآن، ص 25؛ مباحث فی علوم القرآن، ص 123؛ علوم القرآن الکریم، ص 7 و فنون الافنان، ص 7

منبع مقاله :
صاحبی، محمدجواد، بوستان کتاب، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول/ 1391



 

 


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه